قهرمان ميرزا عين السلطنه
894
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
قلمدان ميرزا ابراهيم بعد از ناهار و آن صحبتها بيرون آمدم . از فنجانهاى چايىخورى مدتهاست ميرزا ابراهيم شكايت دارد ، كوچك است و تا خبر مىشود تمام شده است . تولوى خان فرستاد از اندرون گيلاس قرمز چاىخورى آوردند كه دوتا و نيم آن فنجانها چايى مىگرفت . فنجان اول به دست جناب ميرزا داده تا مشغول شد قلمدان او را كه خيلى كثيف و مندرس بود برداشته بناى كشومكش با ميرزا نصر الله را گذاشتند . چون مدتها صحبت شكستن قلمدان در ميان است و لب آن را هم شكستهاند چايى زهر شده بناى التماس را گذاشت . مختصر چهار دفعه قلمدان را به التماس گرفت و دفعهء پنجم گرفتند و هرچه من كردم ندادند . تكهتكه كردند و توى بخارى انداخته شعلهور شد . ميرزا ابراهيم مثل اين بود كه خرمن زندگانيش مشتعل شده است مىخواست مدقوق شود . از تكلم و نفس كشيدن افتاد . چاى زهرمار شد . بعد از دو ساعت استمالت و گفتگوى زياد گفت استكان تازه آمد نكرد . كاش هرگز نياورده بودند . شايد فردا ميل حضرات كشيد عبا و قباى مرا پاره كنند ، چه خاك بر سرم كنم . هرچه خاك جناب است به قول زنها عمر او باشد . ثانى و تالى جناب مرحوم است . بارى تا غروب خنده كرديم و ميرزا ابراهيم مبهوت بود . با آتش آن بخارى سيگار آتش نزد و گرم نشد . شعاع الدين ميرزا كاغذ نوشته بود كه روز دوشنبه را به روز جمعه 23 تبديل كرده آنجا بيائيد . وضع جيره عمل جيرهء ما درست نشد . با آنكه مبلغى پول داديم صورت نگرفت . صد هزار تومان به همين احكام بل زيادتر وزيردفتر به مردم جيره داده . تا اسم به ميان آمد ابا و امتناع كرده هرچه كرديم حكم نداد . از بخت بد ما هرچه بگوئى بعيد نيست . اشعار دقيقى بد نيست . طالعى باشدم كه از پى آب * گر شوم سوى بحر برگردد ور به دوزخ شوم پى آتش * آتش از يخ فسردهتر گردد ور ز كوه التماس سنگ كنم * سنگ ناياب چون گهر گردد جمعه 22 شعبان - صبح اعتصام نظام آمد . با درشكهء او به خانهء تاج الدين ميرزا رفتيم . من اندرون خدمت خانم رفتم . مصمم رفتن اندرون خانهء زينت السلطنه بودند . نواب عليه هم دعوت داشتند . معتضد السلطنه هم آمد . با سلطان محمد خان مشغول بازى تخته شدند . ناهار برهپلوى خوبى داشتيم . روزى كه نوبت تاج الدين ميرزاست چلوكباب مىدهد . شعاع الدوله برهپلوى معمولى . نزاع مسلمان و ارمنى در عثمانى روزنامههاى تازه اشكال خوب داشت . انگليسها در فقرهء عثمانى خيلى كوشش